وب سایت تخصصی دکتر همایون نوری پناه

وب سایت تخصصی نقد فیلم و سریال

وب سایت تخصصی نقد فیلم و سریال

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۷ خرداد ۹۹، ۱۴:۲۱ - هاستنو
    عالی

پروانه معصومی

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۹، ۱۲:۲۹ ق.ظ

در اظهاراتی جدی و تند فرمودند:خانه سینما در این بحران اقتصادی چه کمکی به ما بازیگران کرد؟درآمد ماهیانه من به عنوان یک هنرمند پیشکسوت ماهی صد و پنجاه هزار تومان است!!!.مردانه آن بود که سخنان دوطرف ماجرا را بنویسم .یک طرفه به قاضی رفتن نتیجه اش همیشه راضی بازگشتن است که این راضی بازگشتن حال دن کیشوت را دارد که با آسیاب های بادی می جنگید و ظفرمندانه ،راضی از پیروزی انقلابی خویش بر آسیاب های بادی ،لبخند بر لب باز می گشت.وسانچوپانزا هم لب به تشویق این همه غرور و ایستادگی و مردانگی می گشود.استاد پروانه معصومی ،اکنون ،دو دهه است که دیگر سلبریتی نیستند اما زمان کودکی من،تقریبا تمام نقش های مربوط به همسر شهدا یا خاله و عمه و خواهر شهدا بودن برای ایشان نوشته می شد.ماشاا...صورت زیبایی دارند که مثل فامیلی شان معصوم است و صدای افسرده و رو به پایین و یخ بسته ای که جان می دهد برای بازی نقش کسی که مصیبت بزرگ در زندگی دیده است.ایشان در دوران کودکی من یک فوق ستاره بودند ،پس می توان با ارفاق ایشان را یک سلبریتی به حساب آورد.سلبریتی ها در تمام جهان زندگی خاص خودشان را دارند یعنی مستخدم دارند ،باغبان دارند و قطعا خودرویشان پراید و پژو دویست و شش نیست که بشود با دویست هزار تومان روغن موتورش را عوض کرد.چون سلبریتی هستند مثل ما ،بازار روز نمی روند مثل ما برای هزار تومان چانه نمی زنند ،عموما به دربان ها و مستخدم ها عیدی و انعام می دهند ،یعنی استخوان بندی زندگیشان ذاتا پر هزینه است.این مقوله نه بد است و نه خوب یعنی همینی هست که هست.منحصر به سلبریتی ها هم نیست ،جراحان پلاستیک و دندانپزشکان معروف و طلافروشان اسمی و فرش فروشان و بسیاری دیگر هم زندگی با استخوان بندی ذاتا پرخرج دارند.نگاه خیلی افراد به دست این طبقات اجتماع است در واقع تامین کننده اصلی معاش یک سری از طبقات مختلف اجتماعی ،این طبقه هستند.صدای پروانه معصومی صدای محزون بسیاری از بازیگران است.دردهای اجتماعی دومینو وار ضربه می زنند یعنی همان دردی که راننده برفرض استاد پروانه معصومی حس می کند ،مسافرصندلی عقب که پروانه معصومی باشد هم حس می کند.

فقر در واقع امر،مثل رمان های ماکسیم گورکی ،خط کشیده شده و منظم نیست.ادبیات سوسیالیستی و هنر سوسیالیستی اصولا هنری اغراق شده و خط کشی شده است.کمری سواری که لاستیک های عقب ماشینش کاملا صاف شده است اما وقتی پشت چراق قرمز ایستاده با گوشی موبایلش یک جمع و ضرب می کند و می بیند این ماه و ماه بعد و ماه بعدتر ،پانصدمیلیون تومان ،چک دارد و موجودی کل حساب هایش سیصدمیلیون تومان است ،بنابراین از خیر تعویض لاستیک های تویوتایش منصرف می شود هم سقوط شدید اقتصادی کرده است.بنزسواری که افسردگی دارد و باید امروز یا فردا به روانپزشکش مراجعه کند اما حساب می کند ملاقات با آن پزشک متخصص ،دویست هزار تومان هزینه در بر دارد و حساب بانکی اش نسبت به چک هایش ،لب به لب است یعنی اگر یک دست کوچک به حساب بزند ممکن است ،چک برگشت بخورد و خود را توجیه می کند ،می گوید دکترعمومی درمانگاه هم پزشک خوبی است ،قیمتش هم خوب است یا با دکتر داروساز داروخانه مشورت می کنم ،هم دچار فقر شده است ،فقرش بوی ادکلن کنزو جانگل می دهد و رخ کت و شلوار پییر گاردین دارد ،اینکه فقر را به سر زباله رفتن و خرده پنیرهای شور ته دبه را خریدن تعریف و تحدید کنیم در واقع دن کیشوت شدن است و با آسیاب بادی جنگیدن.

کسی که سطح زندگیش از آنچه بود تا آنچه اکنون شده است ،تغییر محسوس نموده است ،فقیرشده است حتی اگر ماشینش آلمانی باشد و ساعت مچی اش سوییسی.توقع بیش از حد داشتن انسان را دن کیشوت می کند،کسی که هر سال در سالگرد تولدش همه را به رستوران هتل سیمرغ می برد و امسال به رستورانی دیگر می برد و به صاحب رستوران می گوید ،لطفا منو سر میز نیاورید ،سی و پنج پرس زرشک پلو با مرغ و ده پرس کوبیده با نوشابه و دلستر لطفا ،فقیر شده است .چون موجودی حسابش را می داند و می داند اگر ده نفر از مهمان ها دنده کباب یا میگوسوخاری سفارش بدهند ممکن است دم صندوق با پیام گورکی(گورکی به زبان روسی یعنی تلخ،این مرد انقدر سختی کشیده بود که نام اصلی خود را کنار گذاشت ونام ماکسیم تلخ را برای خود برگزید،ویکی پدیای انگلیسی ،کامل توضیح داده است درباره علل این تغییرنام عجیب)وار «موجودی کافی نیست»روبه رو می شود و امسال تولدش را کادره می کند و سر و ته آن را قیچی.هم شدیدا فقیرشده است حتی اگر لبخند بزند و موقع رفتن ،بیب بیب دزدگیر ماشینش و روشن شدن چراغ های آن،یک خودروی ایتالیایی را نشان بدهد.

فقیرشدن یک حس ترس است ،حس ترس از کارت های عابربانک و پیام هایشان ،حس ترس از خریدن کالاهای ضروری مثل لاستیک و لنت خودرو ،بعضی ها فقیر می شوند اما چون متعلق به خاندان ایکس یا ایگرگ هستند و روزی روزگاری سفره دار امام حسین علیه السلام بوده اند و پانصدنفر را اطعام می کردند،به دروغ ،مثل لحظاتی که در فیلم«در جستجوی خوشبختی»و یل اسمیت در صورت مالکان شرکت های بزرگ ،لبخند می زد اما فقط یک دلار درکیف پولش داشت،لبخند می زد ،این یک خنده نیست برایشان ،دلشان سوخته است و از فردا بیم دارند و موقع خواب دندان هایشان را به هم فشار می دهند و روزهایشان با کپسول کافیین و نسکافه و شب هایشان با زولپیدم و کلردیازپوکساید و فلوکستین می گذرد .

کسی که خودروی جدید زیبای ماه سی سه خود را روی دیوار می گذارد و به خریدار می گوید این مدل لوس نازنازیش را دوست نداشتم و خودرویی مردانه تر می خواستم اما در واقع ،پنجاه میلیون تومان تفاوت قیمت یک ماشین معمولی تر نسبت به سی سه را باسی سه نیاز دارد تا چک هایش را پاس کند ،در واقع فقیر شده است.ممکن است پشت فرمان ماشین چینی جدیدش گریه هم بکند اما چون آن ماشین هم شیک است و برای خودش بر  و رویی دارد،تمام همسایه های برج تهران ،نمی فهمند که این مرد از درون منفجر شده است بلکه واقعا باور می کنند که او از ملوس بودن سیتروئن سی سه خودش خسته شده و یک گاونر خشمگین مثل گریت وال وینگل سه را می خواهد که جاده های خاکی را بهتر از سی سه می رود و با ابهت تر است و بوی چینی و فیک کلینیت ایست وود می دهد،اما،همه این افکار،مثل سانچوپانزا شدن است،همسایه شان در برج شیک و ضدزلزله تهران که زمین تنیس دارد و سالن ورزشی ،در واقع ،فقیر شده است.

این اتفاقی است که برای بسیاری از هنرمندان هنر هفتم افتاد و استاد پروانه معصومی جرات کرد و از روی غرورش گذشت و آن را به زبان آورد.عزیزان جان،برای هزارمین بار می گویم  میان سلبریتی های فرانسه و امریکا و ایران ،تفاوت اساسی وجود دارد،بازیگران ایرانی نسبت به آنچه از بیرون به نظر جامعه می آید،غرق در ثروت نیستند.

"سینماپرس"

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۹/۰۴/۰۴
همایون نوری پناه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی