سایت تخصصی دکتر همایون نوری پناه

Dr. Homayoon Norypanah
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

داستان کوتاه؛ خونه

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۰ ب.ظ

 دوست داشتم... خونه خاله منیژه رو دوست داشتم، همیشه تو فریزرش شیشه کوکای نیمه یخ زده داشت، می گرفتم بالا،طرف هوا، ابر تو آسمان تابستون بود، گرماش اشک آدمو در میاورد، خونه خاله منیژه رو دوست داشتم، بخاطر،یک بافته. موی بلند که از پنجره همسایه بغلی پیدا بود، بوی عطرش، پرده نازک سفید خوش سلیقه بعد روش پرده کوتاه چارخونه سفید نارنجی، زمان ،می ایستاد،زمان،می ایستاد،زمان،می ایستاد،....مامان فهمید....پنج سال نرفتیم خونه خاله منیژه....دیگه آسمون،آسمون تابستون نبود،آسمون پاییز بود....

 نویسنده:

 همایون نوری پناه

 ویراستار:

 محسن اکبرزاده

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۹
همایون نوری پناه

خونه

داستان کوتاه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی